تفکّر مايه زندگاني دل بيناست . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
چهارم شخص مجهول
چهارم شخص مجهول ( دوشنبه 16/2/1387 :: ساعت 3:41 عصر )

به يادش...


نويسنده وبلاگش را، پاره‌ي تنش را دوست ندارد.
يا
نويسنده وبلاگش را پاره‌ي تنش نمي‌داند.


نويسنده نه تنها اين وبلاگش را که اون وبلاگش را هم نه پاره ي تنش مي‏داند نه... دوستش دارد!
نويسنده معتقد است اصلا اين فضا چيزي براي دوست داشتن ندارد!
نويسنده معتقد است نه تنها فضاي مجازي نت، که حتي فضاي مجازي حاصل از تلفن و به‏ويژه موبايل و به‏ويژه‏تر اس‏ام‏اس تنها جايي‏ست که اوج سو‏تفاهم و دروغ و خالي‏بنديست!... جايي که هيچ کس يا شايد راست‏تر باشد که بگويم کمتر پيام منتقل مي‏شود و تنها توهم انتقال پيام است! شايد هم توهم نباشد اما هر چه هست، راست‏ها منتقل نمي‏شود!
نويسنده معتقد است در اين فضا...
نويسنده را اگر ولش کنيد شايد هر چه از دهنش درآيد،‏ البته به سبکي مودبانه، و اگر لازم شد با دليل و سند، بار اين فضاي مجازي خواهد کرد!
نويسنده در اين فضا زياد حاضر مي‏شود اما هنوز هم از اين فضا...
نويسنده از اين فضا بدش مي‏آيد!
نتيجه اينکه نويسنده در اين فضا چيزي را قابل دوست داشتن نمي‏داند چه برسد به پاره‏ي تن خود دانستن، حتي اگر وبلاگي باشد که مدت‏ها در آن نوشته باشد... چيزهايي را که دوست مي‏داشته و دغدغه‏هايش را...


همين!




ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[18/5/1387- 11:12 ع] احسن السريال!!!؟
[8/4/1387- 3:41 ع] پرت و پلا گويي هاي يه دلتنگ؟!!
[1/2/1387- 12:45 ع] مي ترسم...
[18/1/1387- 9:6 ع] ...
[6/1/1387- 12:59 ص] اما براي من...
[29/12/1386- 12:42 ص] بريدن!
[16/12/1386- 7:21 ع] کرامت!
[10/12/1386- 4:34 ص] عطش!
[2/12/1386- 2:55 ع] دريغ...!
[12/11/1386- 1:26 ص] تکرار!
[27/10/1386- 11:39 ع] از پس تاريخ!
[24/10/1386- 1:7 ص] هنوز داره مي بافه...
[13/10/1386- 1:49 ص] جاپا!!!
[5/8/1386- 5:38 ع] جرقه تو انبار باروت!!!
[آرشيو شده ها]