متاسفم که شخصيت فرعي داستانت – که واقعي هم بود- اينقدر از اصل مطلب دور بود! متاسفم ... چون من هم به اندازه ي خودم درچنين بي توجهي اي مقصرم.
متاسفم که مدت هاست زحمت برخاستن و گوشزد کردن به خودم نداده ام...
متاسفم که به حرمت اين شب ها و روزهاي بزرگ هم کسي سعي نمي کند... حتي فقط سعي نمي کند بهتر باشد.
سعي ات مستدام... قلمت ماندگار.
خيلي محتاجم به دعا...