• وبلاگ : چهارم شخص مجهول
  • يادداشت : زهر نگاه
  • نظرات : 1 خصوصي ، 12 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام

    يه كامنت مرو به اينجا كشيد

    عالي بود

    يادمه اون وقتايي كه كوچيك تر بودم توي كوچه دختر خانم بد حجاب ميديدم حتما ميرفتم و تذكر ميدادم

    حالا هم دلم ميخواد

    اما به خدا نميشه

    تازه اش هم سعي ميكنم با نگاه نكردن و به حساب نياوردنشون نهي از منكر كنم

    اما خداييش هم جنساي خودمون را (گل پسرها رو) تا بشه از در رفاقت و اين چيزا سعي ميكنم باهاشون حرف بزنم

    چه ميشه كرد؟

    بد جور غريب افتاديم

    ضمنا اينم يكي از دلايلي هستش كه به خاطرش آرزو ميكنم بچه ميموندم

    شايد با من دنيا هم همون جوري ميموند

    يه سر به من بزن ميفهمي چي ميگم

    يا زهرا

    راستي لينكتون ميكنم

    پاسخ

    سلام!... بچه موندن که دردي رو دوا نمي کنه... کاش دنيا رو عوض کنيم!... منم لينکتون مي کنم!